اردیبهشتی دیگر از راه رسید. گرچه پائیز، فصل تئاتر است؛ اما در بهار برایش جشن می گیرند!
آری جشن !! جشنی باشکوه!! وزین و درخور توجه ...
باور ندارید؟! ... من خود به چشم خویش دیدم چندی پیش برای تئاتر جشن گرفتند. در همین اصفهان. حتی بنده هم دعوت بودم، (البته به اتفاق جمعی دیگر از دوستان). با چایی، نسکافه، کیک و بستنی و ... از مهمانان پذیرایی کردند. شاید در این لحظه که شما دوست عزیز این مطلب را می خوانی، طعم آن خوراکی های لذیذ و ... هنوز زیر دندانت باشد؛ شاید هم روی زبانت باشد. در هر صورت هیچ فرقی نمی کند. مهم این است که شما دوست گرامی و هنرمند که خواننده ی این سیاهه هستید، آن اتفاق مهم تئاتری را که در ابتدای سال جاری به وقوع پیوست، به خاطر داشته باشید.
خلاصه عرض می کنم، زیرا مجالی برای اطاله کلام نیست. بودند از بزرگ و کوچک و خرد و کلان و ریز و درشت در آن محفل هنری، که سراسر خلاقیت بود و نشاط ... اکثر غریب به اتفاق مسئولین هنر نمایش، جزء مدئوین بودند و خوب البته عده ای از فعالین تئاتر هم بودند. اما نمی دانم چرا از ایشان هیچ صحبتی نشد. نه بحضورشان اشاره ای کردند. نه از فعالیت های یک سالِ شان تقدیر شد و نه حتی آمدنشان را خوش آمد گفتند... بر عکسِ آن مدئوین محترم، که تک تک با نام و نشانی مورد احترام واقع شدند.
مطابق معمول همیشه مدئوین عزیز، به نوبت سخن راندند وآینده ای زیبا برای تئاتر ترسیم نمودند و رؤسا از زیر دستان گزارش خواستند و زیر دستان جواب پس دادند و در انتها از همدیگر تقدیر، تشکر و قدردانی کردند. تمام این مطلب را گفتم تا به اینجای داستان برسم :
... القصه ، هنگامی که زمان تقدیر و تشکر های مسئولین و مدئوین از یکدیگر رسید، مجری برنامه یاد آن عده از حضار افتاد که اهالی صحنه اند: « می نویسند، کارگردانی می کنند، بازی می کنند و ... صحنه را جان می بخشند. » ... مجری با صدای بلند از دوستان هم قطار بنده خواست تا آقایانی که مورد تقدیر قرار می گیرند را تشویق کنند، کف بزنند و برایشان هورا بکشند.
بنده در این لحظه فهمیدم که چرا از اهالی اجرایی تئاتر ( بر و بچه های نمایش ) خواسته بودند در آن مراسم حضور به هم رسانند. ما رفته بودیم تا مسئولین و مدیران را تشویق کنیم، برایشان کف بزنیم و هورا بکشیم. آنها به یکدیگر لوح تقدیر می دادند و روی یکدیگر را می بوسیدند و ما هم ...
اما این انتهای راه نیست. چندی دیگر مراسم اردیبهشت تئاتر اصفهان برگزار خواهد شد. ما هم بر حسب وظیفه، خواهیم رفت و باز هم برای مدیران و رؤسا کف خواهیم زد و هورا خواهیم کشید. در سال پیش رو، تئاتر به روی صحنه خواهیم برد و باعث خواهیم شد در پر تیراژترین روزنامه های کشور تیتر بزنند که : « مردم اصفهان با تئاتر آشتی کردند. » ... و حتی اگر کسی از ما نپرسد حالتان خوب است یا نه ما خواهیم گفت حالمان خوب است تئاتر کار می کنیم و باز هم شگفتی می آفرینیم .
امیرحسین روح نیا
























